|
من
چهارشنبه 20 شهریور1387 سلام
یه زمانی بود ما عاشق بودیم
احساس بزرگی می کردیم به قول معروف اومده بودیم قاطی مرغا
می کردیم این اولین و آخرین عشقمونه اما حالا که به گذشته ها نیگا
می کنم می بینم اتفاقا" ابلهانه ترین کارام مربوط به اون موقع است
عوض الان حالم از عشق و عاشقی ها بهم می خوره
واقعی می دونم چیه و به اینا اهمیت نمیدم وای چه احساسی داشتیم اون
ولی الان احساس می کنم هیچ کس دوس ندارم نمی دونم چرا ؟!؟ احساس
دیگه! افتادم تو ِرنج زندگی روز مرگی
سالام می کنن .شاید از ٢٩٪
بیکاریه!ِ
تنها کاری که دوسش دارم کلاس ورزش
(پای یکی از بچه ها رو شکوندم به خدا از قصد نکردم ولی اونا قبول نمی
کنن
واسه ساعت١ او مدنش باید کلی سوال پس بدم! به خدا آهنگ هم دیگه دوس ندارم گوش کنم!
مدرسه ها هم به نظرم بوی امتحان می ده تا یادش می افتم حالم بد می شه
با اتفاقاتی که تو مدرسه افتاد (منظورم همون عشق............) دیگه هیچ
دوستی برام نمونده.نمی دونم شاید اون موقع که داشتند شانس را تقسیم می
کردند به من اندازه ی بند انگشتم دادند
الانم مثه آدمای علاف و گیج نمی دونم اصلا" از این که زنده ام چی می
خوام؟؟؟؟خلاصه که بگم خیلی بد وضعیه بی انگیزه شدم.
تابستونی اولاش خوب شروع شد اما یهو بهم خورد
خودشونو به سینه می زنند.
من احساس پوچی می کنم احساس بی خود بودن
چون از محیطش خوشم اومد این آپم گذاشتم تا سر دل پر شده ام خالی شه.
اوصولا" آدم غمگینی نیستم
برا این که از غمگینی دق نکنم
گرفته وگرنه از بی امیدی می مردم خلاصه که دلمو بستم به خودش ایشالا
که دستمو می گیره
می نویسم هر چند عباراتی نا مفهوم اما من می نویسم
تا خدا هم ببیند چه قد به او محتاجم!!!!!!!!!
خدایا!!!!!!!!!!!!!!!
دوشنبه 28 مرداد1387 از هر دست بدهی از همان دست می گیری! در نور کم غروب پیر زنی را دید که در کنار جاده منتظر بود. در آن نور کم فهمید که زن نیاز به کمک دارد. جلوی مرسدس بنز زن ایستاد و از اتو مبیلش پیاده شد. در این یک ساعت گذشته هیچ کس نایستاده بود تا کمکش کند زن به خود گفت مبادا این مرد بخواهد به من صدمه ای بزند!؟ ظاهرش که بی خطر بود فقیر و گرسنه هم به نظر میرسید. مرد که متوجه ترس پیرزن شده بود گفت:خانم من آمده ام به شما کمک کنم شما بروید داخل اتومبیل که گرمتر است.ضمنا اسم من برایان اندرسون است. فقط لاستیک ماشین پنچر بود! " اما همین هم برای یک زن سالخورده مصیبت محسوب می شد" برایان در مدت کوتاهی لاستیک را عوض کرد. تشکر زبانی از مرد کافی نبود زن از او پرسید که چه مبلغ بپردازد هر مبلغی می گفت می پرداخت. مرد معمولا" برای گرفتن مزد تامل نمی کرد اما این بار برای مزد کار نکرده بود به یک نیازمند کمک کرده بود او به خانم گفت که اگر واقعا" می خواهد مزد او را بدهد دفعه ی بعد که نیازمندی را دید به او کمک کند و افزود :و از من هم یادی کنید. خانم سوار اتومبیل شد و رفت. چند کیلومتر جلوتر "خانم" کافه ای دید و به انجا رفت. پیشخدمت زن پیش آمد او لب خند شیرینی به لب داشت!آن خانم دید که پیشخدمت باید ۸ ماهه حامله باشد با این حال نگذاشته بود فشار و درد تغییری در رفتارش بدهد. ..........آن گاه به یاد برایان افتاد. آن زن صورتحساب را با یک صد دلاری پرداخت.پیشخدمت رفت تا بقییه ی پول را بیاورد . برگشت"زن رفته بود او نفهمید زن کجا رفت بعد متوجه نوشته ای روی دستمال سفره شد.......... با خواندن آن اشک به صورتش آمد:((چیزی لازم نیست به من بر گردانی. من هم در چنین وضعی بودم شخصی به من کمک کرد. اگر واقعا" می خواهی دین خود را ادا کنی : نگذار این زنجیره ی عشق به تو ختم شود.)) زیر دستمال چهارصد دلار دیگر هم بود!!!! آن شب او به آن پول و نوشته فکر می کرد. آن خانم از کجا فهمید که او شوهرش به آن پول نیاز دارند؟! بچه ماه آینده به دنیا می آمد آن وقت وضع بدتر هم می شد شوهرش هم خیلی نگران بود. همان طور که کنار شوهرش دراز کشیده بود به نرمی او را بو سید و در گوشش آهسته گفت: نگران نباش همه چیز درست می شود برایان اندرسون!!!!!!!!!!!!
ای خدا اي خدا! اي رازدار بندگان شرمگينت اي توانائي كه بر جان و جهان فرمانروايي اي خدا! اي همنواي ناله ي پروردگانت زين جهان، تنها تو با سوز دل من آشنايي *** اشك، ميغلتد بمژگانم ز شرم روسياهي اي پناه بي پناهان! مو سپيد روسياه بر در بخشايشت اشك پشيماني فشانم تا بشويم شايد از اشك پشيماني گناهم *** واي بر من، با جهاني شرمساري كي توانم تا بدرگاهت بر آرم نيمه شب دست نيازي؟ با چنين شرمندگيها، كي زدست من بر آيد تا بجويم چاره ي درد دلي از چاره سازي؟ *** اي بسا شب، خواب نوشين، گرم ميغلتد بچشمم خواب ميبينم چو مرغي ميپرم در آسمانها پيكر آلوده ام را خواب شيرين ميربايد روح من در جستجوي ميپرد تا بيكرانها *** بر تن آلوده منگر، روح پاكم را نظر كن دوست دارم تا كنم در پيشگاهت بندگيها من بتو رو كرده ام، بر آستانت سر نهادم دوست دارم بندگي را با همه شرمندگيها *** مهربانا! با دلي بشكسته، رو سوي تو كردم رو كجا آرم اگر از درگهت گوئي جوابم؟ بيكسم، در سايه ي مهر تو ميجويم پناهي از كجا يابم خدائي گر بكويت ره نيابم؟ *** اي خدا! اي راز دار بندگان شرمگينت اي توانائي كه بر جان و جهان فرمانروايي اي خدا! اي همنواي ناله ي پروردگانت زين جهان، تنها تو با سوز دل من آشنايي
فقط تو
پنجشنبه 17 مرداد1387 نگاهم خیره در چشمان توست
دستانم حیران به دنبال توست ذهنم همواره به یاد توست کجا بروم؟؟ هر جا بروم قلب کوچکم برای توست هر جا بروم این افکار من مال توست چه کنم هر کاری کنم جانم فدای توست توکیستی؟؟ تو چیستی؟؟ که این گونه این وجود اسیر توست بگذار راحت بگویم بگذار در آخر بگویم بگویم که نخواسته و ندانسته این حقیر عاشق توست
تویی که نمی دانم کیستی؟؟؟؟
چهارشنبه 9 مرداد1387 آموختم از چشمانت عشق را آموختم از زبانت محبت را یاد دادی به من دوستی را معرفت و صداقت را عشق ورزیدن را دوست داشتن را. بدون تو برای من خورشیدی غروب نمی کرد ستاره ای نمی درخشید روزی شب نمی شد قلب کسی به تپش در نمی امد و برای عاشقی نمی زد . به باغچه ی دلم آب دادم گل سرخی در ان رویید دیگر وقت ندارم تا به آن آب دهم زیرا چشمم به دنبال توست ذهنم همیشه به یاد توست قلبم در انتظار توست خواهش می کنم تو به آن آب بده!!!!! با عشق نگاهت با قلب مهربانت با بوسه بر لبانت می گویم:دوستت دارم
اینم از اپ من می دونم چیز زیاد جالبی نشد اما من چون دوسش داشتم گذاشتم ولی خدایی بعد ۲ هفته آپیدن خیلی حال داد
وایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی عکس بالا رو دیدین خیلی ناز بود دلم نیومد نذارمش شاید به مطلبم بیاد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
روزی تو !!!!!!
دوشنبه 24 تیر1387 روزی تو با غمی سنگین از شهرم کوچ خواهی کرد و من در پرنیان خاطرات خویش به یاد عشق پاک تو به
گرمی گریه خواهم کرد!!! و در عمق افق فریاد خواهم زد که ای عاشق ترین عاشق سکوت سنگفرش یاد ها را یک زمان بشکن و یاد اور زمانی را که در تکرار معصوم نفس هایت نیازی خسته می جوشید دمی در بین رویا های رنگارنگ دمی در نغمه های گنگ احساسات!! کسی را جستجو کن باز که در اعماق چشمان بلورینت تمام هستی اش را جستجو می کرد. من تمنا کردم که تو با من باشی تو به من گفتی :هرگز -هرگز پاسخی سخت و درشت
.........................و مرا غصه ی این هرگز کشت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
( با عرض معذرت این وب یه ۲ یا ۳ هفته ای تعطیله)
چشم چشم 2 ابرو.......................................
سه شنبه 18 تیر1387 چشم چشم ۲ ابرو نگاه من به هر سو پس چرا نیستی پیشم؟ نگاه خیسه تو کو؟
گوش گوش ۲ گوش ۲ دست باز یه آغوش بیا بگیر قلبمو یادم تو را فراموش...............! چوب چوب ۱ گردن جایی نری تمو بی من دق می کنم میمیرم اگه دور بشی از من. دست دست ۲پا یاده تو مونده اینجا یادمت می یاد که گفتی : بی تو نمی رم هیچ جا...................! من من یه عاشق همون مجنون سابق!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خودم این شعر و خیلی دوس دارمممممممممممممممممممممممممممممم تقدیمش می کنم به تمام کسایی که به من کمک کردند همچنین تمام کسایی که دوسشون دارم (من خیلی ها در واقع همه رو دوس دارم) اینم ۱ عکس با حال برای ادمای با حال:
gonahhhhhhh
پنجشنبه 13 تیر1387 in matno khodam khali doos daram khali por maniye taghdim be tamame kasani ke nadaneste be ensanha zolm mikonand: parandeha chon nemitavanad b gonahiyeshan ra sabet konand be habse abad poshte milehaye ghafas mahkoom mishavand!
mesle shaghayegh zendgi kon:kootah ama ziba mesle parastoo kooch kon:fasli ama hadafmand mesle parvaneh bemir:dardnak ama ashegh
ronado7
چهارشنبه 12 تیر1387 biyayid hame ba ham 2a konim ke ronaldo be real madrid nare (albate age tahala narafte bashe)
manutd
چهارشنبه 12 تیر1387 man khodam MAN UTD aslam inam taghdim be tamame manchesterihaye aziz magham
IN CHANTA AKSO TAGHDIM MIKONAM BE DOOSTE AZIZA M.M KE NEMIDOONAM 2BARE KEY MIBINAMESH
![]()
LOVLY
چهارشنبه 12 تیر1387
ayande ya gozashte!!!!!!!!!!!
چهارشنبه 12 تیر1387 ayandaro ghab mikonam bar divare zaman mikoobam chesh bar ham mizanam
ajab hkabe kohneeeeeeeeeee!!!!!!!!
ina male kaseee ke ba ghatar ziyah in var unvar miran
چهارشنبه 12 تیر1387 ghatar miravad to miravi tamame isgah miravad va man che ghadr sadeam ke salhaye sal dar entezare to dar kenare in ghatare rafte istadeam va ham chenan bar nardehaye isgahe rafte tekiye kardeam
kokoooooooor
چهارشنبه 12 تیر1387 bacheha az hamatoob khaheshmandam baraye tamame kasaeee ke konkooor daran d0a konid bavar konid khali sakhte talashe ye saleto toye ye rooz 0 chan barg bediiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! khaharev man jome kokoor dare barash doa konid!!!!!!!!!1
khali sakhte
چهارشنبه 12 تیر1387 che ghadr sakhte too cheshaye kasi ke tamame eshghet ro azat dozdid va be jash yee zakhme hamkishegi ro be ghalbet hediye dad zol bezani o be jay e in ke labriz az kine o nefrat shi hes koni ke hanoozam doosesh dari!che ghadr sakhte delet bekhad sareto be divari tekiye bedi ke ya bar tamame voojedet zire avare ghoroooresh leh shode!!!!!
omidvaram chize bedard bokhori beshe
ina harfaye dele ha DEL
asheghoneeee
چهارشنبه 12 تیر1387 dar hali ke beyne tamame tanhaeeha va gharibehiha gom shode boodam va dar hali ke hich kas dar kenaram nabood ta anche dar dele gerefteam bood baryash bazgooo konam TO be kenaram amadi va mohebati ra be man hediye dadi shirin tar az tamame hediye ha bood AMA man tanha chizi ke mitavanam dar barabare tamame mehrbaniyat begooyam in ast ke DOOSTAT DARAM bishtar az anche fekrash ro bokoni
hamishe negahiro bavar kon ke age nabashi montazeret bashe.(eshareye kamelen gheyre mostaghim be nagahaye harze) hala dar har soorat ye chize gheyre mimkene dar zamane MA!
|
|
|||